خرید بک لینک
بـہ ωـلاـᓄـتے اونے ڪـہ تو عصبانیت פֿـواـωـت اروᓄــᓄ ڪنه....

هر چے از בهنـᓄ בر اوᓄــב بهش گـ؋ـتـᓄـ.

آـפֿـرش گـ؋ـت:

بهتری؟؟؟؟؟؟

عکس پروفایل دخترونه

برچسب: به سلامتی,به سلامتی خودم,به سلامتیه,به سلامتی عشقم,به سلامتی رفیق,به سلامتی سه تن,به سلامتی عشقمون,به سلامتی رفیق نامرد,به سلامتی مادر,به سلامتی دختری که, نویسنده: آراد صالحی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 7:22

تمام غم هایت را به جان میخرم ... تو فـقـط صــــدای خنـــده هـایـــــت را ، به کســــــی نــفــروش ...................................... به دلتنگی هایمـــ دست نزن می شكند بغضــمـــــ یك وقت !! آنگاه غرقـــــ می شوی در سیلابـــــ اشكهایی كه بهانه ی روانــــــ شدنش هستی !! . . .

برچسب: نویسنده: آراد صالحی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 7:22

وقتی دلم به درد میادو کسی نیست به حرفهایم گوش کند وقتی تمام غمهای عالم در دلم نشسته ست وقتی احساس می کنم دردمندترین انسان عالمم وقتی تمام عزیزانم با من غریبه میشوند و کسی نیست که حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ کند وقتی تمام عالم را قفس می بینم بی اختیار از کنار آنهایی که دوستشان دارم بی تفاوت می گذرم .. میروم تا راحت باشی

برچسب: نویسنده: آراد صالحی تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 7:22

بعضی ها آنقدر ساده عزیز می شوند که فکر نبودنشان هم تمام نفس هایتـــ را به شـــ ــ ـــماره می اندازد...

برچسب: بعضی ها هستند که,بعضی ها داغشو دوست دارن,بعضی ها آرامش مطلقند,بعضی ها تنهاترت میکنند,بعضی ها,بعضی ها بزرگ زاده میشوند,بعضی ها بی نهایتند, نویسنده: آراد صالحی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:16

دختری از مردی پرسید: چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی می شویم در حالی که میدانیم در نهایت به اون نمیرسیم؟ مرد پاسخ داد: به من بگو چرا زندگی می کنیم در حالی که میدانیم در آخر میمیریم

برچسب: نویسنده: آراد صالحی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:16

داستان تلخ دوستت دارم...♥ دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود.. یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده… دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت.. پسره نوشته بود… تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون لطفا بیا پائین میخوام برای آخرین بار ببینمت… «خیلی خیلی دوستت دارم»

برچسب: داستان تلخ,داستان تلخ زندگی,داستان تلخ جدایی,داستان تلخ خیانت,داستان تلخ دختر 13 ساله,داستان تلخ زندگی من,داستان تلخون,داستان تلخ عاشقانه,داستان تلخ دختر,داستان تلخ کوتاه, نویسنده: آراد صالحی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:16

دخترگفت: شنیدم داری إزدواج میکنی؟مبارکه؛خوشحال شدم شنیدم پسر: ممنون؛ایشالله قسمت شما بشه دختر: میتونم برای آخرین بار یه چیزی ازت بخوام؟ پسر: چی میخوای؟ دختر: اگه یه روز صاحب یه دختر شدی میشه اسم منو روش بذاری؟ پسر: چرا؟میخوای هروقت نگاش میکنم یا صداش میکنم درد بکشم؟ دختر: نه....آخه دخترا عاشق باباهاشون میشن!!میخوام بفهمی که چقدر عاشقت بودم. . . . . سلامتی عشق اول زندگیت که نه میتونی بهش زنگ بزنی... نه میتونی بهش فکر نکنی... فقط میتونی از دور نگاش کنی و برگردی به دوستت بگی: "هی رفیق نگاش کن این یه روز تموم زندگی و خاطراتم بود"

برچسب: دلنوشته های غمگین من, نویسنده: آراد صالحی تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 23:16

صفحه بندی